نوای غــــــــم

هرجا به نام عشق سخن باز می کنم
با رمز گل به بلبل خود ناز می کنم
در خلوت سکوت شبانه به یاد دوست
پیوسته با نوای غم آواز می کنم
باز آمدی که مرحم آلام من شوی
بنگر به درد سینه که اعجاز می کنم
گفتم بیا دوباره مرا زنده کن به عشق
گفتی سره ز قلب تو احراز می کنم
وقتی که در فراق تو دیوانه می شوم
نام تو را به شعر خود انباز می کنم
گاهی شکسته خاطر ودرمانده؛ناامید
پایان قصه غصه ای آغاز می کنم
شرح وفای عهد به میثاق یار را
در تنگنای قافیه ابراز می کنم
هرچندفصل گل همه شیرازمی روند
حالی هوای گلشن اهواز می کنم
عیسی چرا دهانه ی اشعار بسته ای
چون گوهری دوباره زسربازمی کنم

تبلیغات
شکفتن گــــل


دام 

